نام : هادی
نام خانوادگی : حکیمیان
عنوان :
تاریخ تولد :
جنسیت : مرد
نویسنده

هادي حكيميان متولد 1357 در استان يزد مي‌باشد وي داستان‌نويسي را از سال 1379 در كلاس هاي آموزشي حوزه‌هنري استان يزد نزد آقاي توكلي آغاز كرده و اكنون نيز مدرس و عضو انجمن داستان‌نويسان حوزه‌هنري استان مي‌باشد. سبك نوشته‌هاي وي با توجه به فضاي سنتي و بومي‌استان‌يزد بوده و در داستانهايش به بهترين وجه ممكن آن را به تصوير كشيده است.

اولين كتاب ايشان در سال 1384 به نام گل انارها را باد مي‌برد با حمايت حوزه‌هنري استان‌يزد به چاپ رسيد.

كسب مقام اول در دورة اول كنگره شعر و قصه كشور در بندرعباس

كسب مقام سوم در دورة دوم كنگره شعر و قصه كشور در بندرعباس

كسب رتبه اول در هفتمين جشنواره سراسري مطبوعات كودك‌ و نوجوان

كسب رتبه اول در همايش عاشورا

اثر برگزيده جشنواره خانه داستان سال 80

اثر برگزيده كتاب سال شهيد حبيب غني پور

رتبه برتر جشنواره زاهدان

رتبه برتر جشنواره داستان كوتاه اصفهان

• انگيزه شما از نويسندگي چيست؟

از كودكي به داستان علاقة زيادي داشته و داستانهاي زيادي مي‌خواندم در دورة راهنمايي مدرسه‌ام در نزديكي كتابفروشي سازمان‌تبليغات قرار داشت كه انتشارات حوزه‌هنري را به فروش مي‌رساند من كه علاقه زيادي به داستان داشتم هميشه كتابهاي حوزه‌ را مي‌خريدم و مي‌خواندم و اينگونه شد كه براي پرداخت به اين هنر انگيزه لازم را پيدا كرده و به فعاليت در اين عرصه پرداختم.

• دليل نويسنده شدن شما چه بوده است؟

به نظر من نوشتن وسيله‌اي است براي ابراز نظر، عقيده و بيان احساسات دروني به نوعي نوشتن به من آرامش مي‌دهد و تصور اينكه فقط خوانندة آثار ديگران و يا شنونده صرف باشم بسيار برايم وحشتناك بوده است.

• آقاي حكيميان براي چه كساني مي‌نويسيد؟

تاكنون به اين مسئله فكر نكرده‌ام كه براي چه كساني مي‌نويسم زيرا داستان و رمان مخاطبان خاص خود را دارند اما هميشه دوست داشته و دارم مردم يزد اكثريت مخاطم را تشكيل‌دهند البته اگر خيلي خوش‌بين باشم كه داستانهايم در ديگر استانها به چاپ برسد و از طيف وسيع‌تر مخاطب برخوردار شود، اما در يزد تنها جمع محدودي كه آن هم خود علاقه‌مند به نوشتن هستند آثارم را خوانده‌اند.

• لطفاً بفرمائيدچه رمانهايي مي‌خوانيد؟

بيشتر رمانهاي ايراني را مطالعه كرده‌ام آثار بزرگاني چون جلال آل احمد ، دولت آبادي، بزرگ علوي تا محسن مخملباف و حسين فتاحي و خيلي كم براي مطالعه آثار خارجي وقت صرف كرده‌ام به نظر من كسي كه مي‌خواهد نويسنده شود بايد آثار نويسندگان مختلف را مطالعه كند و آگاهي كلي و اجمالي از سبكها و آثار نويسندگان داشته باشد.

• داستان چگونه در ذهنتان شكل مي‌گيرد؟

بسياري از داستانهايم با يك ديالوگ كه در ذهنم وجود داشته نوشته شده و اين ديالوگ يا يك جمله ممكن است چند ماه در ذهن من باقي بماند و بعد شروع به نوشتن كنم و براي نوشتن داستان كوتاه طرح خاصي ندارم تنها مي‌نويسم و در حين نوشتن است كه شخصيتهاي داستانم شكل مي‌گيرند اما براي نوشتن رمان ابتدا يك طرح منسجم درباره ديالوگها، شخصيتها و موقعيتهايي كه داستان در آن اتفاق مي‌افتد را در نظر گرفته و قبل از نوشتن به مطالعه و تحقيق دربارة آن مي‌پردازم، اما در كل صرفاً مي‌نويسم.

• داستانهايي را كه مي‌نويسيد عمدتاً كوتاه هستند دليلش را براي ما مي‌فرمائيد؟

نوشتن داستان بلند يا رمان يك پشتوانه عظيم علمي نياز دارد و كلاً داستان‌نويسي نيازمند تجربه زندگي است و تنها به صرف داشتن احساس و ذوق نمي‌توان نويسنده شد. البته داستانهاي كوتاه يا مي نيماليسي موج تازه‌اي است كه از اروپا به ايران رسيده و در كلاسهاي داستان نويسي هم اساتيد دانش پژوهان را تشويق به كوتاه‌نويسي مي‌كند.

• به نظر شما رمز موفقيت يك نويسنده چيست؟

به نظر من هنگامي مي‌توانيم بگوئيم يك نويسنده موفق است كه اثرش با مخاطب ارتباط درستي برقرار كرده برايش احترام قائل شده و او را در اثر خود دخيل بداند و اين اصل را هميشه به ياد داشته باشد كه اثرش روزي خوانده خواهد شد پس ساده و روان و گويا بنويسيد. من خود شخصاً طرفدار آثار جلال آل احمد هستم زيرا نه تنها صراحت، صداقت و شجاعت بلكه نثر سليس و روان نوشته هايش هر خواننده اي را مجذوب خود مي‌كند.

• در مورد كتاب گل انارها را باد مي‌برد برايمان صحبت كنيد؟

اين كتاب را در سال 1384 با حمايت حوزه هنري يزد به چاپ رساندم و اولين كار من نيز بوده‌است كه شامل 23 داستان كوتاه مي‌باشد كه يك داستان آن مربوط به جنگ است و بقيه برگرفته از خاطرات دوران مقدس سربازي است.

• به نظر شما آيا نويسندگي يك شغل تمام وقت است؟

نويسندگي كلاً شغل به حساب نمي‌آمده است، محمود دولت آبادي براي امرار معاش در سن 70 سالگي به ويرايش مي‌پرداخته و جلال آل احمد كتابهايش را به خرج خود به چاپ مي‌رسانده، نويسندگي حتي به عنوان يك شغل پاره وقت نيز جايگاهي نداشته و ندارد.

• آيا هنر داستان نويسي آموختني است؟

بخشي از آن آموختني است تا آنجا كه فرد سبك و سياق درست نويسي و سبكهاي داستان‌نويسي را فرا بگيرد اما فرد بايد از پتانسيل لازم در اين زمينه برخوردار بوده از عشق، علاقه و انگيزه كافي در اين امر سود برده باشد. ذوق و استعداد مايه اصلي اين هنر است اگر از آن بي‌بهره باشد محال ممكن است كه نويسنده شود.

• آقاي حكيميان به نظر شما استاد داستان نويسي، بايد از چه ويژگيهايي برخوردار باشد؟

من معتقدم استاد اين هنر خود نيز بايد نويسنده باشد و حداقل چند كتاب يا داستان نوشته باشد زيرا داشتيم كلاسهايي كه اساتيد آنها كارشناس و منتقد خوبي بوده و داستان را به خوبي مي‌شناخته با سبكهاي مختلف آشنا بوده اما تا به حال ننوشته‌اند و در اين گونه كلاسها هيچ گاه نويسنده بار نمي‌آيد زيرا استاد تنها در تئوري است كه مطلب را خوب بيان مي‌كند و خود آن فضا را لمس نكرده.

• چرا تنها يكي از داستانهاي شما از جنگ است و نظر شما در رابطه با آثار دفاع مقدس چيست؟

تنها قصدم از نوشتن آن داستان محك زدن استعدادم بود و مي‌خواستم ببينم دربارة آنچه كه تجربه نكرده‌ام و تنها به خاطرات افراد گوش داده و با كاروانها به بازديد از مناطق جنگي رفته‌ام مي‌توانم بنويسم يا نه به نظر من نسلي كه جنگ را نديده و در آن حضور نداشته آثاري را خلق مي كند كه باب ميل رزمندگان ما نيست و البته اين نيز نگاه جديدي است به جنگ كه ناچار به قبول كردن آن هستيم.

• آقاي حكيميان با حوزه هنري چگونه آشنا شديد؟

چند وقتي بود كه شروع به نوشتن كرده بودم و چون كتابهاي حوزه‌هنري را نيز مطالعه مي كردم كنجكاو شدم تا ببينم حوزه‌هنري در استان يزد كجاست همان زمان بود كه با شماره اطلاعات استان يزد تماس گرفتم و شمارة حوزه‌هنري را خواستم منتظر بودم اپراتور بگويد چنين مركزي وجود ندارد اما برخلاف تصورم شماره حوزه‌هنري استان يزد را به من داد و بعد از تماس با حوزه آدرسشان را گرفتم و حضوراً به آنجا رفته و سر كلاس داستان نويسي استاد توكلي حاضر شدم.

• شما بزرگترين مشكل نويسندگان تازه كار را چه مي دانيد؟

عمده ترين مشكل نويسندگان چاپ آثارشان است و هيچ ناشري حاضر به چاپ و سرمايه گذاري بر روي آثار اين افراد نيست ناشرين بيشتر مايلند كار نويسندگان مطرح را به چاپ برسانند كه از بازده بالايي برخوردار مي باشد و سود كلاني را عايدشان مي‌كند. اما مي‌توانم بگويم حوزه‌هنري استان يزد پشتيبان اين افراد بوده و كتاب اول من را نيز حوزه‌هنري به چاپ رساند و باعث دلگرمي من در اين امر و شعله ور شدن انگيزام به نوشتن شده است.

• به طور كلي آسيبها و مشكلات داستان‌نويسي و داستان‌نويسان را برايمان بفرمائيد؟

داستان‌نويسي در استان يزد از سابقه طولاني برخوردار نبوده در صورتي كه انجمن شعر يزد به طور رسمي 70 سال است كه به كار خود مشغول مي‌باشد، و مرتب و به مناسبتهاي مختلف شب شعر برگزار مي‌شود. داستان‌نويسان استان‌يزد در انجمنهاي مختلف سرگردانند و در يزد هنوز يك جمع ادبي و مكان داستان‌نويسي مشخصي وجود ندارد. بسياري از مديران استان يزد شاعر هستند به شعر و شعرخواني علاقه زيادي دارند و متأسفانه هيچ علاقه‌اي به داستان‌خواني و داستان‌نويسي ندارند و به همين دليل برگزاري جشنواره و شب شعر به راحتي شكل مي‌گيرد و همه دست اندركاران به نوعي در اين كار همياري مي‌كنند اما صد افسوس كه كودك داستان‌نويسي تنها و بي‌كس مانده است. مشكل ديگر نبود كتابهاي تازه چاپ شده در استان است كتابهايي كه يكسال از چاپشان گذشته هنوز در يزد وجود ندارد و براي تهيه آنها بايد حتماً به تهران برويم و ديگر اينكه بسياري از نشريات و مجلات تخصصي به شهرستانها فرستاده نمي‌شوند.

• در پايان چه درخواستي از مسئولين داريد؟

درخواست من اين است كه يك كتابخانه تخصصي براي داستان‌نويسي ايجاد كنند كه براي تهيه يك كتاب در استان سرگردان نباشيم و اينكه كتابهاي به روز در آنجا وجود داشته‌باشد و درخواست مي‌كنم مكاني را در اختيار ما قرار دهند تا داستان نويسان در آنجا جمع شده و به تبادل نظر و خواندن داستان بپردازند. در پايان مي‌خواهم جشنواره‌هايي كه هر سال در يكي از شهرستانها برگزار مي‌شود تنها يكسال در يزد برگزار گردد.

ممنون از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد.