CSS3 vertical menu CSS3 vertical menu
 
بیانات و رسالات
 


بیانات فرماندهی کل قوای فرهنگی
مرتبط با حوزه‌ی آفرینش‌های ادبی


نبرد فرهنگی را با مقابله به‌مثل می‌توان پاسخ داد. مثل جنگ نظامی چشم‌ها را باید باز کرد و صحنه را شناخت. در جنگ فرهنگی هم اگر ندانید دشمن کار می‌کند، یا از آن‌که می‌داند فرمان نبرید، از فرماندهی دستور نگیرید یا او از نیروی شما استفاده نکند و مانور سازماندهی را درست انجام ندهید پشت سرش شکست است.

بیانات و رسالات

در این مکتوب، برخی از بیانات رهبر معظم انقلاب مدظله‌العالی که مرتبط با رسالت حوزه‌ی آفرینش‌های ادبی تشخیص داده شده مجتمع گردیده تا مستمسک و حجت و نقشه‌ی راه دفتر آفرینش‌های ادبی استان گردد. بدیهی ‌است این مجموعه به فراخورها و اقتضائات تکمیل خواهد شد.

رسالت تولید و تبیین
اگر ما در گذشته علمایی داشتیم که حرف می‌زدند یا می‌نوشتند یا شبهات را برطرف می‌کردند و یا معارف می‌گفتند، امروز چند برابر آن تعداد با کیفیت‌های بالا مورد نیاز است. کتاب‌ها و جزوه‌ها و مجلات و رسانه‌هایی لازم است که همین رسالت‌ را به عهده بگیرند و راجع به دین و معارف و اخلاق بنویسند و بگویند. کسانی هستند که اهل مطالعه‌اند، از این‌ها استفاده کنند. علمای دین بایستی نوشته‌های مربوط به معارف اسلامی را چه به صورت کتاب و جزوه و چه به صورت مجله و مطبوعات گوناگون فراهم کنند تا هنرمندها از روی آن‌ها –مثلاً- فیلم درست کنند یا برنامه‌های گوناگون (بیانات در آغاز درس خارج فقه، 1374؛ جهاد فرهنگی، ص 98).
باید کتاب‌های خوب در اختیار مردم گذاشت. باید قشرها را از هم تفکیک کرد؛ دختران جوان، پسران جوان، کودکان، اساتید علوم جدید، دانشمندان، توده و عامه‌ی مردم، زنانِ در خانه؛ هرکدام از این‌ها مطالبی می‌خواهند (دیدار مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی، 1370؛ جهاد فرهنگی، ص 91).
تولید کتاب
در تولید کتاب – چه تولید به معنای ایجاد کتاب، چه تولید به معنای ترجمه‌ی کتاب، چه تولید به معنای نشر کتاب و در اختیار این و آن قرار دادن – به نیازها و خلأ‌های جامعه نگاه کنند؛ خلأهای فکری را، نیازهای فکری را بشناسند، انتخاب کنند، سراغ آن‌ها بروند.
برای این‌که اثری ماندنی شود، باید خوب باشد. آثارِ خوب می‌مانند، در دل‌ها جای می‌گیرند و کهنه نمی‌شوند. خوب هم که می‌گوییم یعنی پاسخی به یک سوال و یک نیاز باشد. خوب فقط معنایش این نیست که از لحاظ هنری خوب تنظیم شده باشد و خیلی عمیق باشد؛ نه. ممکن است این‌طورها نباشد؛ لیکن پاسخی به یک نیاز باشد مهم این است. در باب کتاب این را باید ملاحظه کرد (جهاد فرهنگی، ص 106).
تربیت و آموزش
ما لازم است که مردم را کتاب خوان کنیم، اما از این واجب‌تر، آن است که استعداد نویسندگی را در بین مردم بیابیم و تولید کتاب کنیم. وادار کنیم که استعداد به کار بیافتد؛ قلم‌ها روی کاغذ بیایند؛ فکرها کار کنند و برای مردم بسازند و تولید کنند. این مهم است (دغدغه‌های فرهنگی، ص 47).
شعر
پیغمبر اکرم(ص) روی شعر، شاعر، جذب شاعر، وادارکردن شاعر به شعر، لبخندزدن به شاعر، تحسین کردن شاعر و ارزش کردن شعر، آن همه سرمایه گذاری می‌کند؛ که این در صدر اسلام و در زندگی پیغمبر(ص) کاملاً مشهود است؛ آن هم در جامعه‌ای که چیزهای زیادی، تجملی و غیراصولی اصلاً مطرح نبود، در جامعه‌ای که سیاحتش جهاد است، عزلتش جهاد است... (دغدغه‌های فرهنگی، ص 39).

شعر کودک
توجه به شعر كودك‏ كه متضمن مفاهیم حكمت اسلامى‏ و حكمت سیاسى باشد، به نظر ما یكى از كارهاى لازم است و امروز یك مقدارى جایش خالى است. شعر كودك‏ و كتاب كودك و نوجوان از جمله‏ى بخش‌هاى مهمى است كه امروز مورد توجه است. شعرائى كه توانائى دارند، زبان رسائى دارند، باید مفاهیم حكمت‏آمیز را، یعنى حكمت اسلامى‏ و ایرانى را در شعرهاى فارسى بگنجانند (دیدار شعرا، 1392).

سرود
به جوان‌های عزیز توصیه می‌کنم که اگر سرود می‌خوانید - که خیلی هم خوب است بخوانید؛ چون سرود وسیله‌ی تبلیغی بسیار خوبی است و باب جوانان و نوجوانان است - سعی کنید مفاهیم سرود را غنی و برگرفته‌ی از آیات، روایات و مفاهیم عالییی که درباره‌ی حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) وجود دارد، قرار بدهید. البته بعضی از فقرات این سرود همین‌طور بود و مضامین خوبی هم داشت، لیکن حتماً سعی کنید فراتر از سرود معمولییی باشد که یک عده جوان آن را می‌خوانند. مضامین باید قوی و اسلامی باشد و به عدل آن حضرت اشاره کند؛ به نیاز عالم بشریت - بلکه عالم وجود - به وجود آن بزرگوار اشاره کند؛ به وضعیتی که امروز دنیا و بشر به آن گرفتار است، اشاره کند؛ که این امید و انتظار و آرزو وجود دارد که اوضاع به مسیر طبیعی زندگی بشر - که مسیر عدالت و حرکت به سمت توحید است - برگردد.
از هنر حدّاکثر استفاده را باید کرد؛ اشاره کردید به سرود؛ این خیلی مهم است. اگر بتوانید یک سرود زیبای اثرگذار خوش‌مضمون درست کنید، جوری که بچّه‌ها وقتی در کوچه راه می‌روند، از خانه به مدرسه می‌روند، زیر لبشان آن را زمزمه کنند، یک کار بسیار بزرگی کرده‌اید؛ یعنی استفاده‌ی از هنر به شکل صحیح (دیدار روحانیون استان کرمان، 1384).
ترویج کتاب خوانی
مسئله‏ى اول این است كه یاد بگیرند، عادت كنند به این كه اصلا به كتاب مراجعه كنند، كتاب نگاه كنند (دیدار معلمان خراسان شمالی، 1391).
هرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به کتاب بیشتر خواهد شد. این که کسی تصور کند با پدید آمدن وسایل ارتباط جمعیِ جدید و نوظهور، کتاب منزوی خواهد شد، خطاست. کتاب روزبه روز در جامعه بشری اهمیت بیشتری پیدا می‌کد. ابزارهای نوظهور مهمترین هنرشان این است که مضمون کتاب‌ها و محتوای کتاب‌ها و خود کتا‌ب‌ها را راحت و آسان منتقل کنند. جای کتاب را هیچ چیزی نمی‌گیرد.
یک نکته این است که ما گر در صدد هم افزایی آحاد خودمان از لحاظ فکر و تجربه و ذوق و هنر هستیم، بایستی ارتباط خومان را با کتاب بیشتر کنیم. کتاب مجموعه‌ای است از محصولات یک فکر، یک اندیشه، یک ذوق، یک هنر؛ مجموعه‌ای است از یافته‌های یک یا چند انسان. ما خیلی باید مغتنم بشمریم که از محصول فکر آحاد گوناگون بشر استفاده کنیم؛ این کاری است که کتاب به ما تقدیم می‌کند، هدیه می‌کند؛ این هدیه کتاب به ماست.
کتابخوانی باید در جامعه ترویج شود و این کار بر عهده همه دستگاه‌هائی است که در این زمینه مسئولند؛ از مدارس ابتدائی بگیرید –که برنامه‌هائی باید باشد که کودکان ما را از اوان کودکی به خواندن کتاب عادت بدهد؛ خواندن با تدبر، خواندن با تحقیق و تآمل – تا دستگاه‌های ارتباط جمعی، تا صدا و سیما، تا وسال تبلیغاتی گوناگون (دیدار مسئولان کتاب‌خانه‌ها و کتابداران، 1390؛ جهاد فرهنگی، ص 106).
تدوین برنامه مطالعاتی
یکی از چیزهایی که ما امروز خیلی احتیاج داریم برنامه‌های مطالعاتی برای قشرهای مختلف است. بارها اتفاق می‌افتد که جوان‌ها را، نوجوان‌ها را به کتاب‌خوانی تشویق می‌کنیم؛ مراجعه می‌کنند، می‌گویند آقا چه بخوانیم؟ این سوال یک جواب ندارد؛ احتمالا جواب‌های متعددی دارد. مجموعه‌ی متصدیان امر کتاب –چه در وزارت ارشاد، چه در مجموعه کتابخانه‌ها- روی این مسئله باید کار جدی بکنند؛ در بخش‌های مختلف، برای قشرهای مختلف به شکل‌های مختلف، با تنوع متناسب، سیر مطالعاتی درست کنند؛ اول این کتاب، بعد این کتاب. وقتی که جوان، نوجوان، یا کسی که تاکنون با کتاب انس زیادی نداشته است، وارد شد، حرکت کرد، راه افتاد، غالباً مسیر خودش را پیدا خواهد کرد (جهاد فرهنگی، ص 106).
مسئله مطالعه، مطالعه در سن پایین، نحوه استفاده و شناخت کتاب
مسئله‌ى مطالعه و كتابخوانى مهم است. در جامعه‌ى ما بى‌اعتنائى به كتاب وجود دارد. گاهى آدم مى‌بیند در تلویزیون از این و آن سؤال میكنند: آقا شما چند ساعت در شبانه‌روز مطالعه می‌كنید، یا چقدر وقت كتابخوانى دارید؟ یكى می‌گوید پنج دقیقه، یكى می‌گوید نیم ساعت! انسان تعجب می‌كند. ما باید جوانان را به كتابخوانى عادت دهیم، كودكان را به كتابخوانى عادت دهیم؛ كه این تا آخر عمر همراهشان خواهد بود. كتابخوانى در سنین بنده - كه البته بنده چندین برابر جوان‌ها كتاب می‌خوانم - غالباً تأثیرش به مراتب كمتر است از كتابخوانى در سنین جوان‌ها و شما عزیزانى كه این‌جا حضور دارید. آن‌چه كه همیشه براى انسان می‌ماند، كتابخوانى در سنین پائین است. جوانان شما، كودكان شما هرچه می‌توانند، كتاب بخوانند؛ در فنون مختلف، در راه‌هاى مختلف، مطلبى یاد بگیرند. البته از هرزه‌گردى در محیط كتاب هم باید پرهیز كرد، منتها این مسئله‌ى بعدى است؛ مسئله‌ى اول این است كه یاد بگیرند، عادت كنند به این كه اصلاً به كتاب مراجعه كنند، كتاب نگاه كنند. البته باید دستگاه‌ها مراقب باشند، اشخاص مواظب باشند، هدایت كنند به كتاب خوب؛ كه با كتاب بد، عمر ضایع نشود (دیدار معلمان خراسان شمالی، 1391).
کتاب برای نوجوانان، کتاب آذریزدی
آن نكته این است كه من خودم را از جهت رسیدگى به فرزندانم، بخشى مدیون این مرد و كتاب این مرد مى‏دانم. آن‏وقتى كه كتاب ایشان درآمد- اول هم به نظرم دو جلد، سه جلد، تا آن‏وقتى كه من اطلاع پیدا كردم، از این كتاب درآمده بود؛ «قصه‏هاى خوب براى بچه‏هاى خوب»- من رفتم تورق كردم. بچه‏هاى ما داشتند به دوران مُراهقى- یعنى نزدیكى به بلوغ- مى‏رسیدند، دوره هم دوره‏ى طاغوت بود و همه‏ى عوامل در جهت گمراه‏سازى ذهن و دل جوان حركت مى‏كرد. من دلم مى‏خواست چیزى باشد كه جوان‌هاى ما با او هدایت شوند و جاذبه هم داشته باشد. خب، كتاب خوب كه خیلى بود. بنده فهرست پیشنهادى كتاب مى‏نوشتم و بین جوان‌هاى دانشجو و دانش‏آموزهاى سطوح بالاى دبیرستان‌ها پخش مى‏شد، اما براى بچه‏هاى كوچك، دستمان خالى بود، تا این‌كه كتاب ایشان را من پیدا كردم. نگاه كردم دیدم این از جهات متعددى، از دو سه جهت، همان چیزى است كه من دنبالش مى‏گردم. به نظرم دو جلد یا سه جلد آن‏وقت چاپ شده بود، خریدم. بعد هم دنبالش گشتم تا این‌كه جلد پنجم به نظرم یا ششم- حالا درست نمى‏دانم، یادم نیست- درآمد؛ به تدریج چاپ شد و من رفتم تهیه كردم و براى فرزندانم خریدم. نه فقط فرزندان، بلكه در سطح شعاع ارتباطات فامیلى و دوستانه، هرجا دستم رسید و فرزندى داشتند كه مناسب بود با این قضیه، این كتاب ایشان را معرفى كردم (دیدار نخبگان یزد، 1386).
حفظ مشخصه‌ها و آرمان‌ها
من می‌گویم برای این‌که سایش پیدا نکنید، از عوامل درونیِ خودتان شروع کنید؛ عواملی که در جمعِ خودِ شما هست. البته برای عواملی هم که مربوط به بیرون شماست، فکر کنید. فکر کنید، پیشنهاد بدهید، طلب کنید و بخواهید؛ اما پیشرفتِ کار را متوقف به آن‌ها ندانید. از خودتان شروع کنید و با شرایطِ موجود، کار را دنبال نمایید. از جمله کارهایی که باید بکنید، یکی این است که مخاطب خودتان را خلق کنید. اگر به فکر این باشید که مخاطب جبهه مقابل را تصرف کنید، ممکن است همین فکر، شما را وسوسه کند که به تقلیدِ کارِ جبهه مقابل بپردازید. بعضی از عناصر جبهه خودی که مثلاً داستان می‌نویسند یا فیلم می‌سازند، با این خیال که مخاطبین جبهه مقابل را جذب کنند، به مسائلی می‌پردازند که فیلم ساز یا نویسنده جبهه مقابل به آن پرداخته است. مثلاً آن‌ها برای جاذبه فیلم از عامل زن –یعنی عامل جنسی- استفاده می‌کنند؛ این‌ها هم همین کار را می‌کنند این کار به هیچ وجه صحیح نیست؛ چون به سایش در جبهه خودی کمک می‌کند. بنده این را قبول ندارم. نه فقط قبول ندارم، بلکه تصور می‌کنم این فکر، غلط و این کار، اشتباه است. ما باید مخاطب خودمان را خلق کنیم. اگر دشمنِ ما با تکرار یک حرف، گوش‌هارا با آن آشنا می‌کند، ما نباید مجبور شویم حرفی را که او می‌خواهد تکرار کنیم. اگر او با خوراندن یک خوراک، ذائقه‌ی جدیدی برای مردم کشور خلق می‌کند، ما نباید تبعِ آن ذائقه‌ی خلق شده باشیم. خودمان باید ذائقه‌ی دیگری خلق کنیم؛ یعنی همانی که مطابق فکر و ایمان و عقیده‌ی ماست. خلاصه این‌که، اگر دشمن خصوصیاتی را در کار خودش برجسته می‌کند ما تقلید نکنیم. (جهاد فرهنگی، ص 210). من می‌گویم: شما مشخصه خودتان را در پیامتان حفظ کنید و بگذارید کسانی که مخاطبتان قرار می‌گیرند، این طعم برایشان خوشایند باشد. مثل همان کاری که پیامبران و مصلحین دنیا کردند (جهاد فرهنگی، ص 210).